
تالحظه های ابی پیوند بامن باش
عطر دلاویز نگاهت شهر راپر کرد
تابانگاهت می شوم دربند بامن باش
قصد سفر داری اگرای مهربان من
بر حرمت این کوچه ها سوگند بامن باش
بندر به بندر لحظه هارا عشق می کاری
از باتوبودن می شوم خرسند بامن باش
ای روح خیس موجها ای مثل باران سبز
هر چند کم هرچند کم هرچند.....بامن باش
